یادت نرود از یادم
به يادت داغ بر دل مي نشانم ز ديده خون به دامن مي فشانم
چون ني گر نالم از سوزه جدائي نيستان را به آتش مي كشانم

+ نوشته شده در شنبه بیست و چهارم تیر 1385ساعت 12:43  توسط شب نشین غریب
|
مرگ غریب و تنها برای یه عشق که سوختن را به من آموخت
به يادت داغ بر دل مي نشانم ز ديده خون به دامن مي فشانم
چون ني گر نالم از سوزه جدائي نيستان را به آتش مي كشانم
