تبليغاتX
×× مــــــرگ عـــــشـــــق ××

×× مــــــرگ عـــــشـــــق ××

مرگ غریب و تنها برای یه عشق که سوختن را به من آموخت

خدایا کمکم کن!!

خيلي زود از دستش دادم !!!
نمي دونم چي شد يه دفعه بهش دل بستم ، عاشقش شدم ، و بعد خدا شده بود همه چيزه من ،
خيلي بهش وابسته شده بودم اگه يه روز نمي تونستم باهاش حرف بزنم تا روزه بعدش عصبي بودم
اما نمي دونم چي شد يكباره رفت
بخدا مي ترسدم از اين روز اما خودش مي گفت هست حتي اگه كه من عذابش بدم
رفت...
حالا :
بخدا نمي دونم چكار كنم
همه چيزم رو از دست دادم عقلم درست كار نمي كنه از كار كردن افتادم حوصله حرف زدن با هيچكس رو ندارم همش تو فكرشم
بخدا وقتي كه ياد گذشته هامون مي افتم انگار يه چيزي داره گلوم را مي گيره بخدا دارم خفه مي شم به آخره خط رسيدم
چندبار اومدم كار دسته خودم بدم بعد با خودم گفتم مرد كه مرد مي مونه
نمي دونم چكار كنم
هرچي اصرارش مي كنم هرچي معذرت خواهي مي كنم هرچي خودم رو غرورم رو مي شكنم فايده نداره
خرد شدم هيچي ازم نمونده اما اون رفته
انگار نه انگار علي هم بود
خدا جز تو كسي رو ندارم
كمكم كن
هركسي كه مي آد كمك كنه بدتر مي كنه خدايا جز تو كسي ندارم كمكم كن
خدايا خودت بهتر مي دوني كه عاشقانه دوستش داشتم
و از عمق وجود مي خواستمش
خدايا كمكم كن
من نمي خوام مرتكب گناهت شم
خدايا مي گن با خدا معامله كن كه بهترين معاملاته
خدايا كمكم كن بهش برسم من هم گناه نمي كنم
خدايا كمكم كن
خدايا نذار تا آخر عمر فقط يادش با من باشه
خدايا مي خوام تا آخرين نفسي كه مي كشم به عشقش پايبند باشم كمكم كن
خدايا كمكم كن!!!!

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم آبان 1384ساعت 9:46  توسط شب نشین غریب  | 

پاییز

پاییز پر از هجوم باد است و برگ های زرد درختان سنگفرش طلایی عابران و من پر از پاییزم و باد تازیانه ای است برصورت غمبارم .

    پاییز فصل رویاست و زلال باران هدیه ابرهای سیاه به دل های زنگار گرفته .پاییز طلوع درد است و اشک شورانگیزترین ترانه ی غربت زرد .

     شاید خزان حبس شادی است در حجم مرگ و فرمانروایی غم و من تصویری از پاییزتمثیلی از درد و شاید من خود پاییزم.

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم آبان 1384ساعت 9:38  توسط شب نشین غریب  | 

دوست چرا می شکند؟

هر کس به طريقي دل ما ميشکند

                                بيگانه  جدا  دوست  جدا ميشکند

بيگانه  اگر ميشکند  حرفي نيست

                                من در عجبم دوست چرا ميشکند

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم آبان 1384ساعت 9:36  توسط شب نشین غریب  | 

كلبه مرگ !!!

كلبه مرگ

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم آبان 1384ساعت 9:28  توسط شب نشین غریب  | 

هدیه مرگ ... !!!

هديه مرگ

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم آبان 1384ساعت 9:18  توسط شب نشین غریب  |